درآمد سرانه (GDP per caplita) ابزاری محوری است که سطح رفاه اقتصادی و کیفیــت زندگی مردم یک کشــور را تعریف می کند. رشد درآمد سرانه با افزایش تعداد شاغلان در اقتصاد یا به عبارت دیگر رشــد نسبت شاغلان به کل جمعیت و افزایش بهره وری نیروی کار محقق می شود، درحالی که تعداد شاغلان تا حد معینــی افزایــش می یابد و این نــرخ در کشــورهای پیشــرفته کمتر از 50 درصد و در کشورهای آسیایی، کمی بیش از 45درصد اســت. در واقع بخش عمده رفاه ایجاد شده در کشــورهای پیشرفته، حاصل افزایش به رهوری نیروی کار آنها است.
برای مثال، فاصله ســطح بهره وری نیــروی کار در سنگاپور، یکی از بهترین کشورهای آسیایی، حدود 22 برابر بیشــتر از ضعیف ترین کشور آسیایی اســت؛ بنابراین به طور عمومی سطح بهره وری در هر اقتصــادی، مهمترین مؤلفه تعیین کننده رفاه بلندمدت آن کشور به حساب میآید. گفته «پل کروگمن»، نوبلیست اقتصاد، این نکته را به خوبی نشان میدهد: «بهره وری همه چیز نیست، اما در بلندمدت، تقریبا همه چیز اســت. توانایی یک کشــور برای ارتقای استاندارد زندگی، به توانایی آن کشور در افزایش ســتانده به ازای هر نفر کارگر بستگی دارد.»
«پل کروگمن»، نوبلیست اقتصاد: «بهره وری همه چیز نیست، اما در بلندمدت، تقریبا همه چیز اســت. توانایی یک کشــور برای ارتقای استاندارد زندگی، به توانایی آن کشور در افزایش ســتانده به ازای هر نفر کارگر بستگی دارد.»
در این میان موضوعی که مورد بحث اســت، چگونگی افزایش بهره وری نیروی کار اســت . روش های متعددی برای این مهم وجود دارد: راه اول، افزایش ساعات کار نیروی انسانی است. این راهکار به این دلیل که با محدودیت همراه است و به گونه ای با کاهش سطح رفاه، متناظر است، چندان مطلوب نیست. (طبق مطالعات انجام گرفته کمترین ســاعات کار قانونی در جهان به کشور پیشرفته آلمان تعلق دارد.(
راه دوم، افزایش کیفیت نیروی انسانی از طریق توسعه آموزش های کلاسیک مانند مدرسه و دانشگاه و آموزش های مهارتی در حین انجام کار است. راه سوم، تعمیق سرمایه یا به تعبیری افزایش نسبت سرمایه به نیروی کار در اقتصاد است. منظور از تعمیق سرمایه، ابزارهای تولید بهتری در اختیار نیروی کار قرار داده شود. مثال کشاورز به جای داس از کمباین استفاده کند یا یک شرکت حمل و نقل به جای استفاده از قایق، از کشتی های عظیم باری و یک کارخانه برای تولید یک قطعه، از ماشین آلاتی با سرعته ای بسیار بالاتر بهره ببرد. افزایش سرمایه سرانه در طول زمان نقش چشــمگیری در افزایش بهره وری نیروی کار داشته است، به طوری که بخش قابل توجهی از رشد اقتصادی کشورها مرهون انباشت و تعمیق ســرمایه در اقتصاد (Capital deepening) بوده است.
البته بازدهی این سرمایه ها حتی در صورت وجود پس اندازی نامتناهی برای خرید تجهیزات جدید، محدود به سطح پیشرفت علم و تکنولوژی در جهان اســت. به همین دلیل پنجاه سال پیش با هر مقدار سرمایه گذاری هم تجهیزات تولیدی به کیفیت، دقت و سرعت ماشین آلات رایج امروز نمی رسیدند. راه چهارم، تعمیق سرمایه های فناوری اطلاعات با توجه به اثر چشمگیر آنها در افزایش تصاعدی کیفیــت و کمیت تولید و کاهش تصاعدی هزینه های تولید است که امروزه با وقوع انقلاب چهارم صنعتی اهمیتی مضاعف یافته است. راه پنجم که شاید بتوان به دلیل اثرگذاری مســتقیم و غیرمســتقیم بر همه مــوارد پیشــین، آن را مهمترین راه دانست، افزایش TFP یا بهرهوری کل عوامل تولید و در واقع نماگر سنجش کیفیت ترکیب عوامل تولید است. این شاخص، نماگری است از کیفیت سیســتم های اقتصادی و ساختار اقتصادی یک کشور که در آنها عوامل تولید و ســرمایه های گوناگون ترکیب می شــوند (Capital assimilation) و از فعالیتــی بــا ارزش آفرینــی کمتــر بــه فعالیتــی با ارزش آفرینی بیشــتر جابه جا می شــوند (Resource realocation).
اما عملکــرد ایــران در ســال های 2010 تا 2017 مطابــق بــا کتاب نامــه بهــره وری (APO Databook2019) شان میدهد که رشــد بهره وری نیروی کار ایران در این بازه زمانی، جزو کمترین مقادیر بین کشــورهای آسیایی بوده است (متوسط ساالنه 6/0 واحد درصد). از بین عوامل ایجادکننده این رشــد محدود، تعمیق ســرمایه غیر آی تی (استفاده نیروی کار از ماشــین آلات پیشرفته تر) که با درآمدهای نفتی سرشار حاصل شده، 5/0 واحد درصد و بهبود کیفیت نیروی کار که با توسعه کمی نظام آموزشی کشور به دست آمده است 0.2 (واحد درصد)، مهمترین عوامل بوده اند و تعمیق سرمایه آی تی (استفاده نیروی انسانی از فناوری اطالعات) و بهره وری کل عوامل (که نماگری از اصالح ساختارها و بهبود در ترکیب ســهمی در رشد عوامل تولید اســت) تقریبا بهره وری نیروی کار نداشته اند.
حمید صادقی مدیرمطالعات و تحلیل بهره وری سازمان ملی بهره وری ایران